تبلیغات
وبلاگ ناغان (چهارمحال و بختیاری ناغان) - اطلاعات ناغان2
وبلاگ ناغان (چهارمحال و بختیاری ناغان)
(چهارمحال و بختیاری ناغان) ..::لطفا از صفحات جانبی بازدید کنید::..
وبلاگ ناغانیها
با جمع آوری عکس،فیلم، مطالب گوناگون و... درباره ناغان و بختیاری قصد دارد وبلاگی جامع در دسترس شما هم وطنان و جامعه بختیاری قرار دهد. .::مطالب بیشتر در صفحات جانبی::.

خانواده

کوچکترین واحد اجتماعی در ناغان همانند سایر نقاط خانواده می باشد. در واقع خانواده اولین نهادی است که فرد در آن متولد می شود و زندگی خود را آغاز می کند. خانواده با ازدواج زن ومرد شکل می گیرد. این نهاد مقدس همانند سایر نهادها در طول تاریخ دستخوش تحولاتی بوده و اشکال مختلفی به خود گرفته است در ناغان شکل غالب خانواده نظام خانواده گسترده بوده است به این صورت که چند نسل زیر یک سقف زندگی می کردند از قبیل پدر بزرگ،مادر بزرگ، پسران و عروسان و نوه ها بودند. خانه شامل حیاط بزرگی بود که در اطراف آن اتاقهای متعددی وجود داشت و پسران با همسرانشان در آنجا سکونت داشتند و همگی سر یک سفره بودند . خانواده بر اساس نظام پدر سالاری اداره می شد .اعضای خانواده از زن و مرد و فرزندان حکم یک واحد اقتصادی را داشتند که زیر نظر پدر در کار کشاورزی مشغول بودند و حاصل دسترنج خود را مصرف می کردند .زنان علاوه بر این وظیفه نگهداری از بچه ها و امور خانه ، قالی بافی و نگهداری از گوسفندان را هم بر عهده داشتند و بسیار مورد ظلم و ستم و بد رفتاری مادر شوهر قرار می گرفتند. اما بر اثر گذشت زمان و تغیر شرایط اجتماعی شکل خانواده خصوصاً از دهه ی 70 به بعد به سوی خانواده هسته ای گرایش پیدا کرد. خانواده هسته ای نظامی است که در آن دو نسل زندگی می کنند. پدر و مادر و فرزندان مجرد اگر چه قدرت خانواده در دست پدر و مادر است اما اعضای خانواده در بسیاری موارد استقلال دارند. وضعیت زنان نسبت به گذشته بهبود یافته و محدود به کار داخل خانه و تربیت فرزندان است در برخی موارد گاهی در امور باغداری به مردان کمک می کنند. عده ای از زنان جوان تحصیل کرده در خارج از منزل در ادارات ،آموزش و پرورش و... مشغول به کار هستند. در واقع خانواده هسته ای محصول نظام صنعتی است.
پدر سالاری - پدر سالاری نظامی است که در آن پدر فرمانروا است اگر چه پدر سالاری شیوه جوامع ابتدایی و سنی است اما نشانه هایی از ان در جوامع کنونی قابل مشاهده است از جمله در شهر ناغان با وجود جامعه متمدن امروزی باز هم رگه هایی از سنت های غلط من جمله پدر سالاری و پدر مداری باقی مانده است. جنس مذکر همواره مورد احترام بوده و زن حق ابراز عقیده نداشته زن را ناقص العقل و مرد را بالغ و توانمند در امور تصمیم گیری و مدیریت در داخل و خارج خانه قلمداد می کردند در این نظام دختر تحت سلطه پدر و برادر بزرگترو زن تحت فرمان شوهر است.
در نظام تقسیم کار هم وظایف زن محدود به کار خانه و رسیدن به فرزندان و همسر محدود می شود. اگر چه امروزه نسبت به چند سال گذشته تغیرات اساسی در نگرش مردم این شهر رخ داده و زمینه ادامه تحصیل برای دختران فراهم شده وهمچنین در زمینه ازدواج، انتخاب همسر و سایر موارد اختیاراتی به آنها داده شده است باز هم مشارکت و حضور زنان در عرصه های اجتماعی کمرنگ است.خانواده ها به خاطر تعصب و روحیه ی پدر سالاری چندان تمایلی ندارند که دخترانشان در مراکز و ادارات هم ردیف مردان فعالیت نمایند. مشارکت سیاسی- فرهنگی زنان از جمله حضور زنان در شوراهای شهر و روستا و یا اجرای طرحهای تولیدی توسط زنان این شهر چندان خوشاند نیست. در یک کلام زنان را باور ندارند در صورتیکه هیچ جای دنیا برتری مذکر بر مؤنث ویا بالعکس ثابت نشده است. در هر دوره ای از تاریخ اگر مرد موفقی وجود داشته باشد پشت سر آن زن فداکاری بوده براین اساس ما باید در جامعه مدرن امروزی اصل شایسته سالاری را کانون توجه خود قرار دهیم و افکار پوچ و بی اساس جامعه سنتی را دور بریزیم.

تعلیم و تربیت

در هر جامعه ای تعلیم وتربیت از هنگام تولد آغاز می شود و مادر اولین معلمی است که ارزشها و آداب و رسوم را به فرزندان منتقل می کنند و در سن 5 الی 6 سالگی تعلیم و تربیت رسمی آغاز می شود. در شهر ناغان در گذشته تعلیم و تربیت کودکان در مکتب خانه و توسط ملا انجام می شد ابتدا ملا حروف الفبا و تلفظ کلمات را آموزش می داد سپس رو خوانی قرآن آموزش داده می شد بعد آموزش متون ادبی – تاریخی و انشاء نویسی آموزش می شد ملاهایی که در ناغان به کار تعلیم و تربیت پرداختند عبارتند از ملا نصرالله یتیم ، ملا خدا کرم که از خراجی آمده و 10 سال در ناغان ملا بوده است، 2نفر ملای قهفرخی که از آنها اطلاعی نداریم ومدتی به کار تعلیم و تربیت مشغول بودند تا اینکه علی محمد راستی از سال 1332 تا 1338 ملایی کرده و در سال 35 مدرسه ساخته شد تا قبل از انقلاب اسلامی تعلیم و تربیت به همین روش بوده است. بعد از آن شیوه تعلیم و تربیت به کلی تغییرکرد و به شکل آموزش و پرورش امروزی درآمد.

اخلاقیات مردم ناغان
مردم ناغان مردمی با ایمان و ازاد اندیش و شهید پرور و نسبتا به دور از خرافات می باشند. شهیدان بسیاری را تقدیم انقلاب اسلامی نموده دارای احساسات دوستانه شدید نسبت به یکدیگر هستند روابط خانوادگی و خویشاوندی را ارج می نهند برای ریش سفیدان و مردان احترام زیادی قائل هستند تا جایئکه اگر خانواده ای پسر نداشت مورد ترحم و دلسوزی دیگران واقع می شد ولی خوشبختانه امروزه با برخورداری از آموزش و پرورش صحیح و قشر تحصیلکرده این ذهنیت پاک شد ولی افراد مسن همچنان ذهنیت خود را دارند.


زلزله روز 17 فروردین سال 1356 ناغان


ژئوفیزیک دانشگاه تهران اعلام کرد که ساعت 18 و 7 دقیقه و 35 ثانیه بعد از ظهر روز چهارشنبه زلزله ای با شدت 5/6 درمقیاس ریشتر در استان چهار و محال بختیاری رخ داد و روستاههای ناغان ، اردل ، دوپلان، گندمان،آورگان ویران شدند . در ناغان از 450 خانه 350 ویران شدند. تلفات زلزله 352 نفر می باشد. در اردل 50 نفر کشته شدند. روستای ناغان مرکز زمین لرزه چهار و محال بختیاری بیش ازسایر مناطق آسیب دیده است شدت زلزله در این آبادی به حدی بود که حتی خانه های ساخته شده از تیر آهن و آجر را ویران کرد. ریزش برف کمک به زلزه زده گان را دشوار کرده بود . 230 نفر سرباز برای امدادرسانی از تمام نقاط کشورامده بودند و 2 فروند هلیکوپتر مجروحان زلزله را به بیمارستان منتقل می کردند. شاهدخت شمس پهلوی با زلزله زدگان ابراز همدردی کرد عروس و داماد و مدعوین زیر آوار ماندند و طنین فریادهای شادی فروکش کرد. با وجود بدی هوا هواپیماها و هلیکوپتر های ارتش پی در پی چادر و دارو به مناطق زلزله زده می رسانند آب آشامیدنی و پوشاک و غذا از زمین و هوا برای زلزله زده گان فرستاده می شد . مدتی آوارگان زلزله در چادر زندگی می کردند تا اینکه سالن هایی شبیه اردوگاه برای آنها ساخته شد. یکی دو سالی مردم درآنها سکنی گزیدند و بعد از آن دولت اقدام به شهرک سازی کرد ومحل روستا را از محل قبلی که زلزله رخ داد تغییر دادند و مردم دوباره به زندگی خود ادامه دادند.

ویژگی مساکن شهر ناغان
مسکن اهالی شهر از قدیم الایام به شکل دائمی بوده است و بیشتر معماری این شهر یک شکل نامنظم و در هم و بر هم بوده است و این شکل بدین منظور است که اولاً سطح این شهر مسطح نبوده و ثانیاً به خاطر حفاظت خود شان از حمله دشمنان به صورت تو در تو می ساختند و از همان اوایل تا سال 1356 که زلزله ای ناغان را تخریب کرد مردم این شهر خانه های خود را به سبک قدیمی و با مصالح قدیمی می ساختند و در همان محوطه فضایی را برای دامداری اختصاص می دادند و در بین خانه های قدیمی خانه های گنبدی کم و بیش به چشم می خورد . ولی بعد از وقوع زلزله سال56مکان این شهر به محل دیگر انتقال یافت و سبک خانه های آنها هم تغییر کرد . بدین صورت که جدیداً خانه هایی که برای اهالی شهر از طرف سازمان مسکن و شهر سازی ساخته شده اند تا حدودی با ساختمانهای شهری مطابقت دارد و کلیه ی ساختمانهای این شهر به طرف جنوب است و مصالح به کار رفته در آنها عبارتند از آهن، سیمان،شن ،آجر... اما باز هم هر شهروندی د ر گوشه ای از حیاط فضایی را برای دامداری اختصاص داده اند که تا حدودی بهداشت شهر را بر هم می زند .

تقسیمات سیاسی وتبدیل شدن روستای ناغان به شهر
مرکزیت سیاسی در سال 1300 در ناغان ایجاد شد. در سال 1305 به اردل انتقال یافت و اردل مرکز بخش گردید و دهستان ناغان روستایی در بخش اردل به مرکزیت شهرستان بروجن در چهار محال بختیاری در آمد و در سال 71 با تأسیس فرمانداری در شهرستان اردل یکی از روستاهای بخش مرکزی اردل و در سال 1373 به شهر تبدیل شد. علت تبدیل شدن روستای ناغان به شهر 1- احتیاج به رفاه بیشتر و بالا رفتن انتظارات و توقعات مردم 2- بالا رفتن جمعیت به خاطر بهداشت ، آموزش، تغذیه مناسب و افزایش اشتغال مردم 3- بالا رفتن سطح آگاهی مردم و احساس کمبود آب سالم، جاده آسفالته،ایجاد فضای سبز و دسترسی به امکانات دیگر باعث گردید تا مردم درخواست شهرداری کنند بنابر درخواست اهالی روستای ناغان در سال 1373 به همت مردم به شهر تبدیل شد. و نهایتا در سال 1387 از لحاظ تقسیمات سیاسی از شهرستان اردل جدا و یکی از بخشهای شهرستان کیار شد.

اوضاع اقتصادی

کشاورزی
کشاورزی شهر ناغان شامل: 1- زراعت 2- باغداری 3-کشاورزی صنعتی و گلخانه ای.
زراعت - چون شهر ناغان منطقه ای کوهستانی است و زمینهای هموار و مناسب زراعت ندارد زراعت در آن رونق چندانی ندارد تنها عده ای از کشاورزان که صاحب زمین هستند به ناچار روی زمینهای خود کار می کنند. و به علت ناهموار بودن زمین،کشاورزی در آن به صورت سنتی است و مهمترین محصولات زراعی آن گندم، جو، برنج و حبوبات است. که به مصرف خود می رسانند و مازاد آن را به فروش می رسانند.
باغداری - ساکنان امروز ناغان در ابتدا که وارد این سرزمین شده اند شغل دامداری داشتند، بعد از یکجا نشین شدن به باغداری پرداختند مهمترین محصولات باغی ناغان عبارتند از: انگور، سیب درختی، بادام، گردو. که مقدار زیادی از این محصولات به خارج از استان صادر می شود.
کشاورزی صنعتی(گلخانه ای) - با افزایش جمعیت و نیاز به تولید انبوه محصولات کشاورزی و همچنین افزایش جوانان تحصیل کرده در رشته ی کشاورزی از سال 1382 تاکنون با استفاده از تسهیلات دولتی مردم این شهر رو به کشاورزی صنعتی از جمله گلخانه آوردند و مهمترین محصولات آن هم عبارت است از: تولید گل رز، خیار، فلفل دلمه، سبزیجات که هم اکنون این نوع کشاورزی رو به توسعه و گسترش است.

دامداری
دامداری در ناغان به صورت سنتی بوده و پرورش و نگهداری آن به عهده کشاورزان بوده که در کنار فعالیّت کشاورزی عمل دامداری را نیز انجام می دهند و هدف آنها از پرورش دام در درجه اول تأمین نیازهای لبنیاتی خود بوده و در صورت مازاد جهت کسب درآمد آن را برای فروش عرضه می کنند و اهالی بیشتر پرورش دهنده حیوانات اهلی مانند گاو،گوسفند و ماکیان می باشد و همچنین به صورت صنعتی به پرورش آبزیان از جمله ماهی غزل آلا در حاشیه رودخانه ای که از چهار کیلومتری جنوب ناغان از دهنو و چهار تخته می گذرد مشغول هستند که لازم به ذکر است پس از گسترش شیلاتهای پرورش قزل الا در جوار این رودخانه، ناغان به یکی از قطبهای مهم پرورش ماهی در کشور شد. و ضمناً چهار مجتمع صنعتی گاوداری و یک مجتمع صنعتی پرورش مرغ گوشتی و نیز می توان به تعداد 3000 کندوی عسل در شهر ناغان اشاره کرد. دامپزشکی در جهت بهبود وضع دامداران و زنبور داران خدماتی را به آنها ارائه می دهد.

منابع آب شهر ناغان
آب شرب شهروندان ناغان به علت کوهستانی بودن و بارش نزولات آسمانی از طریق چشمه ساران و قناتها تأمین می شود.منابع آب کشاورزی - ناغان یکی از مناطق بسیار پر آب استان چهارمحال و بختیاری است که با چشمه ساران متعدد و منابع آب فراوان در شمال و جنوب شهر چشم انداز زیبایی را خلق نموده از جمله می توان به تالاب سولقان که در شش کیلومتری شهر ناغان قرار دارد اشاره کرد. در جنوب تالاب سدی خاکی احداث شده است. حجم دریاچه سد 700000 متر مکعب می باشد که آب کشاورزی بخش عمده ای از باغهای انگور و محصولات دیگر را تأمین می کند. تالاب سولقان منظره زیبایی در کنار جاده شهرکرد- ناغان به ویژه در فصل بهار و تابستان ایجاد می کند. از دیگر منابع آب کشاورزی می توان به چشمه ساران منطقه گرد و خل که در مرتفع ترین نقطه شهر واقع شده و محل ییلاق عشایر می باشد که از آب آن برای آبیاری مزارع باغات استفاده می شود و وجود چشمه ساران زیادی که در حاشیه شهر وجود دارد باعث سر سبزی اطراف شهر می شود. ، نام برد. لازم به ذکر است رودخانه ی پر آبی که از کوههای سبزه کوه سرچشمه می گیرد پس از عبور از مناطق مختلف از جنوب ناغان می گذرد که باعث حاصلخیزی زمین های حاشیه ی رودخانه و شالیزارها شده و توسعه شیلات های پرورش ماهی غزل آلای ناغان در حاشیه این رود شده است.

صنعت
به طور کلی صنایع در ناغان به دو بخش سنتی و ماشینی تقسیم می شوند. صنایع دستی یا سنتی به آن دسته از صنایع گفته می شود که محصول سلیقه و ابتکار فردی است و بیشتر در قدیم رواج داشته و بعد از کشاورزی یکی از منابع تولید درآمد بود از قبیل قالی بافی، گلیم بافی گیوه دوزی این صنایع امروزه مورد بی لطفی قرار گرفته و تنها بخش قالی بافی تا کنون فعال باقی مانده است. در زمینه صنایع ماشینی و کارخانه ای می توان به قطب صنعتی واقع در منطقه سولقان اشاره کرد که در 7 کیلومتری شهر ناغان و 70 کیلومتری شهرکرد مرکز استان واقع شده است. 5/30 هکتار مساحت کل آن می باشد و دارای 5/30 هکتار فاز عملیاتی و 5/21 زمین صنعتی می باشد. و شامل صنایع رنگ سازی، کارخانه آرد و کارخانه خمیر مایه می باشد. لازم به ذکر است که کارخانه خمیر مایه تنها کار خانه در چهار محال و بختیاری و مهمترین کارخانه در خاورمیانه است. اما به طور کلی سرمایه گذاری صنعتی در این منطقه صورت نگرفته و لذا ضریب اشتغال از این نظر پایین است. اما پتانسیل ها و استعداد های اشتغال زایی خصوصاً در بخش کشاورزی برای مردان وجود دارد که در صورت برنامه ریزی صحیح و سرمایه گذاری در این بخش می توان برای جوانان اشتغال زایی نمود و به رشد و توسعه این صنعت زیر بنایی استان افزود. در زمینه شیلات و پرورش آبزیان نیز پتانسیل های مناسب وجود دارد که در چند سال اخیر اقداماتی در این زمینه صورت گرفت اما نیاز به حمایت بیشتر دارد. در زمینه دامپروری نیز محیطی مناسب می باشد خصوصاً نزدیکی به استان خوزستان جهت کوچ عشایر در تابستان ها به این منطقه می باشد. در زمینه اشتغال زنان در شهر ناغان باید عنوان کرد که زنان بیشتر در بخش خدمات از جمله آموزش و پرورش فعالیت می کنند. اشتغال زنان در بخش کشاورزی و دامپروری در سطح خیلی پایین یا اصلاً می توان گفت در حد صفر است.
حمل و نقل و ارتباطات راهها و وسایل نقلیه به عنوان عامل زیر ساختی در اقتصاد هر کشور از دیر باز نقش پر اهمیتی داشته که بر این اساس قبل از توسعه و رونق اقتصادی باید راههای مناسب ایجاد کرد . در قدیم الایام ناغان مانند دیگر مناطق محروم فاقد راه ارتباطی و جاده آسفالت بود و تمام عبور و مرور راهها با اسب و قاطر و الاغ انجام می شد ولی امروزه جاده و راه آسفالت در این شهر احداث شد و مردم به راحتی با شهر ها و استانهای همجوار ارتباط برقرار می کنند. عبور جاده شهرکرد- اهواز از ناغان به عنوان مهمترین جاده ارتباطی محسوب می شود. با تأسیس شهرداری در سال 1373 تا کنون اقداماتی از قبیل خیابان کشی و آسفالت کردن خیابانها و معابر عمومی و ایجاد میادین در مناطق مختلف شهر صورت گرفته است و هم اکنون ناغان دارای 5 خیابان اصلی و چندین میدان می باشد.
جایگاه استراتژیک ناغان در منطقه - تا زمان مظفر الدین شاه قاجار تمام عبور و مرورها با اسب و قاطر صورت می گرفت و کاروان ها به ناچار باید شب هنگام یا به علت نا مساعد بودن هوا در محلی استراحت کنند تا خستگی راه را از تن بیرون کنند که به چنین جایی کاروانسرا می گفتند. در آن زمان شهر ناغان دارای کاروانسرایی بود که 5000 قاطر در آن بار می انداختند و پس از استراحت بار بسته و به راه خود ادامه می دادند. وجود کاروانسرا ها وکافه ها برای استراحت مسافران و همچنین عبور جاده معروف شهرکرد- خوزستان از این شهر بر اهمیت آن افزوده است. شهر ناغان از لحاظ موقعیت جغرافیایی، در منطقه ای کوهستانی می باشد و مردم برای حفظ جان مسافران از سرمای سولقان، در گذشته یک قهوه خانه با خوابگاه در محدوده سولقان ایجاد کرده تا مسافرانی که از گردنه زره از سمت شلمزار و مسافرانی که از گلوگرد و علی آباد می آمدند در امان باشند. به خاطر موقعیت جغرافیایی ناغان، تمام عشایر بختیاری از مناطق مختلف استان برای رسیدن به قشلاق و باز گشت به ییلاق باید از این شهر می گذشتند در واقع شاه راه بختیاری از ناغان می گذرد به همین دلایل از دیر باز ناغان گلوگاه استان چهارمحال و بختیاری بود.

زبان و گویش
همانگونه که زبانشناسان با روش تطبیقی موفق شده اند هم خانوادگی بسیاری از زبانها را اثبات کنند بر همان اساس نیز یقین شده که زبان بختیاری و لری از زبانهای اصیل و باز مانده از زبان های ایرانی است و با زبانهای هند و اروپایی خویشاوندی دارند. زبان و گویش مردم ناغان مانند دیگر مناطق استان چهارمحال و بختیاری لری بختیاری می باشد. گویش بختیاری كه از شاخه های مهم زبان پهلوی (پارسی میانه) و گنجینه ای از واژه های سره می باشد توسط بختیاری ها تكلم می شود و از پس گذر سالیان دراز همچنان دستنخورده باقی مانده است.


دین و مذهب
مردم شهر ناغان دارای مذهب شیعه و مسلمان هستند . مراسم عزاداری به طور کامل در ایام سوگواری برگزار می گردد.

 
باورها و اعتقادات قدیمی
از نظر بختیاریها سنگها، درختان، قله ها، و چشمه ها مقدس اند اما نمی توان مشخص کرد که اندیشه های مشخصی در این باره دارند. آنان حجّاری ها و سنگ نبشته ها را نوعی طلسم می شمارند. زنان بختیاری آیاتی از قرآن که بر پوست نوشته شده را همراه خود دارند. بعضی مردان قرآن کاملی را با خطوط ریز نوشته شده به گردن می بندند. زن رئیس ایل بختیاری به یک جهانگرد یک تکه سنگ حکاکی شده قدیمی اهداء کرد و گفت که این طلسم محافظ است و آدمی را از بیماریها در امان می دارد. زائران و مسافران هنگامی که به گردنه ای که امامزاده از آنجا نمایان است می رسند می ایستند به امامزاده تعظیم می کنند و در آنجا کهله می بندند (سنگ چین می کنند). درختان خاص مقدس شمرده می شوند و زنان برای بر آورده شدن حاجات شان به آنها تکه پارچه می بندند. پر سیاوشان که در حاشیه چشمه ها می روید مقدس محسوب می شود و معتقدند که از خون سیاوش روئیده است. اگر کسی آن را بکند باید به جایش قند یا نبات بگذارد. برخی از پرندگان نیز از احترام برخوردارند و شکار آنها حرام است مانند هدهد، کاکلی،بوف و ... که بدیمن است. شبها زیر مشک آب، روی خاکستر ها و زیر درختان جایگاه اجنه است نباید بدون بسم الله گفتن گذشت. قبرستان ها در شب پر از جن و پری است. مردم ناغان دارای باور های عامیانه ای هستند که در تاریخ زندگی آنها ریشه داشته و دارد که به قرار زیر است: شب چهار شنبه نباید به حمام رفت چون در این شب حمام جن دارد. اگر قیچی تنها را به هم بزنند معتقدند که دعوا خواهد شد. وارونه بودن کفش خوب نیست و اگر کفش وارونه شد به پشت ان تف می اندازند و آن را به رو بر می گردانند. با جاروب نباید بچه را زد. اگر خروس بی موقع بخواند باید فوراً کشته شود. هنگام صبح در آب نگاه کردن شگون دارد. در آتش اجاق، آب نمی ریزند. بچه ای که می خواهد دندان در بیاورد یا اولین دندانش پدیدار شود برایش دنگو درست می کنند که ترکیبی از نخود، لوبیا و گندم پخته و مخلوط است. اگر کف دست بخارد معتقدند که چیزی بدست شان خواهد رسید. اگر دو کفش روی هم سوار شود میهمان خواهد آمد. اگر ساقه ی چای بر روی چای شخصی بماند و در فنجان چای ته نگیرد برای او میهمان می اید، از عصر به بعد جارو نمی کنند، و.. که البته رفته رفته این اعتقادات به دست فراموشی سپرده می شوند.


مراسم ازدواج
مقدمات ازدواج با مراسم خواستگاری آغاز می شود و توسط چندین تن از بزرگان فامیل صورت می گیرد . شرایط طرفین، مبلغ شیر بها، قباله و زمان عقد و عروسی به طور مشروع بعد از وصلت بعد از تأیید وصلت و جواب خانواده عروس طرح و بررسی می گردد و قرار گذاشته می شود. قبل از شب عروسی که شب ( کشتی کشان ) معروف است در این شب برای خرج مراسم عروسی گاو یا گوسفندی را ذبح می کنند و در مراسم حنا بندان فامیل های داماد ، داماد را حنا می بندند و در مراسم عروسی فامیل های عروس و داماد از صبح تشریف می آورند و به رقص های محلی می پردازند و نوازنده ای به زدن ساز و دهل می پردازد و مردان و جوانان به چوب بازی که یک مراسم بسیار سنتی و پر طرفدار است مشغول می شوند در بعد از ظهر عروسی داماد را به حمام می برند و با رقص و پایکوبی داماد را از حمام می آورند و با پوشیدن لباس دامادی بر تخت آراسته ای می نشاندند و دوستان و اقوام نزدیک برای دیدن او می آیند و با او رو بوسی می کنند و به او تبریک می گویند و زنان بر سر او گلاب و عطر می پاشند و موهایش را شانه میکنند و کل میزنند و بعد از صرف شام کم کم برای آوردن عروس به خانه ی داماد به خانه ی عروس می روند . بعد از صرف شام سینی ای جلوی مهمانان می گیرند و آنها به عروس و داماد شاباش می دهند و بعد از روز عروسی فامیل های عروس به خانه ی داماد می آیند و فامیل های نزدیک عروس و داماد هدایایی به آنها می دهند . بعد از یک هفته خانواده ی عروس آنها را برای مراسم پا گشا دعوت می کنند.
نمایش برج قند هار نمایش برج قندهار یکی از هنرنمایی و رسوم قدیمی است که در عروسی های ناغان عروسی بزرگان انجام می شد و امروزه تا حدودی کم کیف آن تغییر کرده و به دست فراموشی سپرده شده به این صورت بود ابتدا 6نفر مرد نیرومند دایره وار ایستاده و دست به گردن هم می گذارند 4 نفر از پشت این 6 نفر بالا می روند و پاهایشان را روی شانه های شش نفر زیر قرار داده و دستها به گردن هم دیگر گذاشته بعد سه نفر دیگر بالا می روند و طبقه سوم را تشکیل می دهند و آخرین نفر طبقه چهارم را تشکیل می دهند که باید سبک و چابک باشد و کمندی را باید پایین اندازد و نفرات را بالا بکشد. اهالی ادعا دارند که بختیاریها در رکاب نادر شاه به این شیوه قندهار را تصرف کردند. پس از نمایش، موعد آوردن عروس فرا می رسید. تمام مدعوین از بزرگ و کوچک رقص کنان با ساز و دهل به درب خانه پدر عروس می روند و عروس و داماد را بر مادیان که نشانه خیر و برکت و زاد و ولد است سوار نموده و راه می افتادند که این رسم امروزه فقط در بین عشایر مرسوم است.


مراسم عزاداری
با فوت یکی از اهالی شهر، آنها خیلی زود اطلاع پیدا می کنند و در مراسم کفن و دفن آن مرحوم مشارکت می کنند و بعد از این مراسم اهالی برای گفتن تسلیت و همدردی با آنها به خانه صاحب عزا می روند . صبح روز بعد دو یا سه نفر از وابستگان نزدیک بر سر قبر آن مرحوم می روند قرآن می خوانند و فانوس بر روی مزارش روشن می کنند . در مراسم هفته از ساعت 8 صبح تا 12 ظهر به تلاوت قرآن و عزاداری برای آن مرحوم می پردازند و برای نهار به خانه متوفی می روند و بعد از ظهر هم برسر مزارش می روند و برایش فاتحه می فرستند . تا سه هفته مراسم رفت و آمد بر سر مزار متوفی ادامه دارد هفته چهارم نمی روند تا چهلمین روز برسر قبرش میروند در شب چهلم دعای توسل یا ختم قرآن انجام می گیرد در این مدت وا بستگان نزدیک تا چهلم و اگر فرد جوان باشد تا سال آن مرحوم لباس سیاه می پوشند و سالگرد نیز مراسمی در مسجد انجام می گیرد .


رقص محلی مردان (ترکه بازی)
سازندگان و نوازندگان بختیاری که نام محلی آن توشمال است دارای دو ساز بزرگ و کوچک هستند و یک دهل(طبل)که ساز و بزرگ که نامش (کرنا) و ویژه مردان است. دارای صدایی گوش نواز و نام آهنگ آن، جنگ نامه است. یک نفر دهل زن موظف است به آهنگ هر ساز دهل را به صدا درآورده و مردان بازی خود را با دو قطعه چوب که یکی ترکه و دیگری (درک یا دلک)یا چوب دفاع می نامند آغاز می نمایند. ترکه به ضخامت 3 الی4 سانت و طول یک متر و دلک به ضخامت 10 تا 15 سانت و طول 2 متر است مردانی که آمادگی بازی دارند یکی چوب دفاع را برداشته و دیگری ترکه را بر می دارد پس از یک سلسله رقص متناسب با ساز و دهل و گردش در میدان، مردی که ترکه را در دست دارد با یک بانگ نهیب به همبازی خود هشدار باش می دهد و به طرف او حرکت می کند او هم چوب دفاع را بر زمین قرارداده و آماده دفاع از خود می شود مردی که ترکه را در دست دارد تلاش می کند با هر فوت و فنی ترکه را به پای مدافع بزند که اگر ترکه به پایش خورد مهاجم مورد تحسین قرار می گیرد و اگر چوب به درک خورد مدافع مورد تشویق تماشاچیان است. زدن ترکه تا حد زانو مجاز و خلاف آن بی ادبی است. بعد از اینکه دو نفر خسته شدند از میدان خارج شده و دو نفر دیگر وارد میدان می شوند. ویا اینکه فردی از تماشاچیان به طور داوطلب دلک را از دست فردی که در میدان است می گیرد.

رقص محلی زنان (دستمال بازی)
نوازنده (تُشمال)با برداشتن ساز کوچک که قبلاً ذکر شده بر اساس شعر های نظامی گنجوی که به خسرو و شیرین معروف است به نوازندگی می پردازد. زنان و دختران که از قبل لباسهای زیبای محلی خود را پوشیده و با در دست گرفتن دو دستمال به میدان وارد شده و به تناسب قد و قامت دایره وار ایستاده و پایکوبی می کنند تمام حرکات آنها از برداشتن پا و نرمش بدن و گردش به چپ و راست و افشاندن دستمال ها باید هماهنگ با ساز و دهل باشد و نمایانگر یک نظام کامل و تماشایی است.

لباس محلی زنان ناغان

 لباس امروزی زنان اگر چه با گذشته کاملاً متفاوت است اما هنوز علاقه مند به پوشش محلی و بختیاری خود هستند و در جشنها و مراسم عروسی از آن استفاده می کنند که بسیار هم زیبا و گران قیمت می باشد و از پارچه های خوش رنگ و از جنس مخمل و پارچه های حریر و پولک دار برای دوخت آنها استفاده می شود. یکدست لباس محلی شامل لچک، پیراهن، مینا، تنبون (شلوار) و جلیقه که توسط زنان خیاط لباس محلی دوخته می شود. لچک : پارچه مخمل مرغوب به طول 30 سانتی متر و عرض 20 سانتی متر که روی آن را با پولک، منجوق و الماس نما به صورت اشکال هندسی می دوزند و 30 تا 40 سکه اشرفی گوشه دار به لبه آن می دوزند. مینا : 4 متر پارچه ظریف از جنس تور یا حریر می باشد روی سر و لچک قرار داده به صورتی که زیبایی لچک گرفته نشود و از پشت سر تا پشت پا می رسد. پیراهن : از سه متر پارچه دوخته می شود و به صورت چاک دار است. تنبون (شلوار) : عبارت است از هفت متر پارچه که آن را به شکل چین دار دوخته و بالای آن یک راه کش دوخته می شود که به صورت خیلی زیبا و پر چین است. جلیقه : گاهی از جنس تنبون یا پیراهن می دوزند و یا آماده تهیه می کنند. لباس بختیاری یکی از زیباترین لباسهای سنتی در جهان می باشد.

لباس محلی مردان ناغان
لباس محلی مردان که امروزه در بیشتر جشنهای عروسی آن را می پوشند بسیار زیبا است. کلاه نمدی، شلوار دبیت و چوقا لباس محلی مردان را تشکیل می دهد. کلاه نمدی :از جنس نمد مالیده شده و سیاه رنگ می باشد که به آن کلاه خسروی گویند و آن را به خسرو پرویز نسبت می دهند. شلوار دبیت : از جنس پارچه سنگین به رنگ مشکی به اندازه 2 متر و نیم و بالای آن سه راه کش دارد و در پایین آن به نام در پا 4 رشته دوخته می شود و بسیار گشاد است. چوقا : لباسی است پالتو مانند که تا زیر زانو را می پوشاند و بدون آستین است از جنس پشم گوسفند که توسط زنان عشایر بافته می شود و به راه راه و بسیار ظریف می باشد.

بازیهای محلی
بازیهای محلی زیادی توسط کودکان و نوجوانان و حتی بزرگسالان در زمانهای گذشته در ناغان انجام می شد ولی امروزه بسیاری از این بازیها بدست فراموشی سپرده شده است و برخی هنوز ماندگاری خود را حفظ کرده اند از جمله : الختر : نوعی بازی است که بازیکن یک پای خود را با دست گرفته و با پای دیگر به عقب و جلو می رود و بازیکن دیگری از طرف مقابل به همین نحو عمل کرده به طوریکه به همدیگر برسند و همدیگر را هل داده تا یکی به زمین بخورد و دیگری پیروز می شود. جهنمی، هار هارونکی، تیر و کمان بازی و یک غل و دو غل، چوگان( گو چو) از دیگر بازیهای محلی می باشند.


غذاهای محلی
بعضی از غذاهای محلی ناغان در هیچ جای دنیا یافت نمی شوند. آب ترشی :آرد و پیاز را با هم سرخ می کنند و ترشی انار را با مقداری آب و چند برگ زرد آلو به آن اضافه می کنند و بعد از چند دقیقه جوش زدن آماده خوردن می شود. شولوا : برنجی که با دوغ می پزند . گمنه : گندم را آسیاب کرده و آن را به صورت دم پخت می پزند. برشتوک : آرد را با روغن حیوانی سرخ کرده و مقداری شکر به آن اضافه و از روی اجاق برداشته و مقداری ادویه به آن اضافه می کنند . آش کاردین : کادرین گیاهی است که در اکثر کوه های بختیاری و اطراف ناغان می روید آن را چیده و خشک می کنند و به صورت آش سبزی می پزند. کاچی : آرد را سرخ کرده و مقداری آب جوش روی آن ریخته و چند قاشق شکر به آن اضافه می کنند و بعد از 2 الی 3 دقیقه از روی اجاق بر می دارند. آش کشک : کشک را ساییده برنج ها را با مقداری آب روی اجاق گذاشته و وغ کشک را به آن اضافه می کنند.

سبزیجات کوهی و گیاهان داروئی
سبزیجات کوهی و گیاهان داروئی خاصی در کوهای اطراف ناغان یافت می شود که بسیار معروف می باشند و در گذشته حتی به کشورهای دیگر جهت داروسازی صادر می شدند. تره : گیاهی است که در فصل بهار رشد می کند و پس از چیدن آن و خشک کردن آن جهت طعم غذا کاربرد دارد. بن سرخ (بسر) : گیاهی دارویی که ریشه سرخ دارد. مو سیر : ریشه ای سفید و پیاز مانند دارد. ریواس : که در دل کوه ها در فصل بهار می روید و از ساقه آن در خورشت استفاده می کنند و برگهای آن را خشک می کنند و برای درمان رماتیسم و بیماری های دیگر مفید است. آویشن : گیاهی است معطر که آن را می جوشانَند که برای درمان سرفه و گلو درد مصرف می شود. گل گاوزبان : قسمت قابل استفاده برگ این گیاه می باشد و برای درمان نارحتی های ریه استفاده می شود. ترشک : گیاهی است پهن برگ به شکل بوته که ساقه آن قرمز و سبز است و برای درمان تب و بیماری کلیوی و کبد استفاده می شود. گل ختمی : نوعی گل پنج برگ به رنگهای سفید، صورتی و زرد می باشد که در تسکین درد ناشی از تورم مفید است . پونه : گیاهی معطر برای رفع درد معده و یرقان مفید است. برنجاسف : برای اعصاب و ضد هیستری و صرع است. بابونه : گیاهی است با ساقه های علفی و گل های زرد و خاصیت ضد عفونی کننده دارد و جوشانده آن برای مبتلایان به رماتیسم مفید است. شیرین بیان : گیاهی است که ریشه ساقه های آن چوب مانند و با برگهای باریک و بوی بسیار تند متمایل به تلخ می باشد خلط آور است و در ساخت قرص های سرفه استفاده می شود.


آثار تاریخی و فرهنگی
شهر ناغان با قدمت چندین هزار ساله اثر تاریخی قابل توجهی ندارد و یا شاید اکتشافات در این منطقه به اندازه ی کافی نبود. تنها می توان به جوی آب کر گوری معروف به (کره سنگی) و حمام قدیمی که در عهد قاجار در زمان سردار اسعد خان ناغان با جمع آوری پول از مردم ساخته شد ه جزء آثار تاریخی شهر به حساب می آیند لازم به ذکر است که قلعه سردار اسد هم جزء آثار تاریخی بوده که بعد از سقوط خوانین به کلی ویران شد و هیچ اثری از آن در دسترس نیست.


جشن عید نوروز در ناغان
نوروز عید باستانی ملت ایران است. هر ساله اولین روز بهار را جشن می گیرند نوروز ریشه در تاریخ ایران دارد. آخرین چهار شنبه سال شب چهارشنبه سوری نام دارد که هر ساله برگزار می شود. در روزگار گذشته مردم شهر آن موقع که ده کوچکی بود چند روز قبل از چهارشنبه سوری برای آوردن جاز به کوه می رفتند و شب چهارشنبه با روشن کردن آنها وپریدن شدن از روی آتش و خواندن این عبارت زردی من از تو و سرخی تو از من و ... از روی آتش رد می شدند. اما امروزه با چیز های دیگر آتش درست می کنند. همچنین قبل از فرا رسیدن عید، زنان به پختن سمنو می پردازند. شب قبل از عید نزد اهالی شب عید علفه نام دارد مردم نیز این روز را جشن می گیرند . چند ساعت نزدیک تحویل سال سفره هفت سین چیده می شود و روی آن هفت چیز که اول آنها سین می باشد مانند سمنو، سیب، سبزه، سنجد، سرکه، سماق و سیر چیده می شود. و همه خانواده قبل از تحویل سال دور سفره جمع می شوند و دعای تحویل سال را می خوانند و سال جدید را به همدیگر تبریک می گویند. بعد از تحویل سال مردم برای دید و بازدید به خانه همدیگر می روند و کوچکتر ها به دیدن بزرگتر ها می روند وبا نقل و شیرینی از یکدیگر پذیرایی می کنند.


مناطق دیدنی و جاذبه های گردشگری شهر ناغــان که پذیرای شما گردشگران عزیز می باشند.
این شهر به علت واقع شدن درناحیه سردسیری دارای زمستانهایی سرد و تابستانهای بسیار مطبوع وخوش آب و هوا می باشد. از نظر اکولوژیکی خاک ناغان در ایران مرکزی منحصر به فرد می باشد و در سه فصل پاییز، زمستان و بهار بارندگی وجود دارد. در اطراف این شهر مناطق دیدنی و زیبایی دیده میشود که چشم هر بیننده ای رابه خود جلب میکند. از جمله :
1- سد معروف سولگان(سولقان یا سولجان )
این سد، محل جمع آوری آب باران و برفی میباشد که در فصلهای بارش(پاییز، زمستان و بهار) در آنجا جمع می شود وصرف استفاده اهالی ناغان در باغات و زمینهای کشاورزی این شهرمی شود.این سد افزون بر 400هکتار از باغات و اراضی ناغان را ابیاری می کند.این سد قابلیت ذخیره سازی میزان پنج میلیون مترمکعب در سال را دارا است.این سد در فصل بهار و تابستان پذیرای هزاران پرنده مهاجرمی باشد که ازاقسام نقاط دنیا به این دیارکوچ کرده اند. در این سد انواع ماهیهای کوچک وبزرگ وجود دارد که گردشگران زیادی را ازجای جای ایران برای صید ماهی به اینجا می کشاند.اسفندیار خان یکی از سرداران معروف بختیاری است که در زمان حکم رانی خود با داشتن صفاتی برجسته و بالا به زیر دستان و ناتوانان کمک می کرد و به کارهای عمرانی علاقه مند و به کشاورزان مساعدت و همراهی مینمود.ازجمله کارهای نیک او،سدی است که ازقدیم الایام در سولگان ناغان وجود داشت و در اثر چندین قرن فرسوده و رو به ویرانی میرفت که به مرمت آن سد همت گماشت .وی بعد ازجنگ دیرکوند به مرض صعب الاجی مبتلا گردید و در سال 1320ه.ق در قریه ناغــان درقلعه،خانه شخصی خود بدرود حیات گفت و برای خاکسپاری او را با اکرام و احترام بسیار به اصفهان بردند و در تکیه میر، قبرستان خانوادکی او در کنار پدرش به خاک سپردند.

2- منطقه حفاظت شده سبزکوه و رود خانه ی سبزکوه
منطقه حفاظت شده سبزکوه یکی از معروفترین مناطق حفاظت شده ی استان می باشد که دارای پوشش جنگلی خوبی می باشد که درختان این منطقه را عمدتا بلوط، بادام و انجیر کوهی تشکیل می دهد و از نظر تنع جانوری بسیار غنی می باشد و دارای بزهای کوهی و دیگر حیوانات وحشی می باشد. رودخانه سبزکوه که از منطقه حفاظت شده سبزکوه سرچشمه میگیرد از روستاهای چهار طاق ،چهراز،دهنو، میگذرد. که بهترین تفریگاه برای مسافرانی است که از استانهای همجوار به استان چهار مهال بختیاری می آیند، می باشد. فاصله این رودخانه از شهر ناغان چهار کیلومتر می باشد. در امتداد این رودخانه تنگه ها، غارها، باغات مختلف، شالیزارها و مکانهای تفریحی بسیار زیبایی می باشد که هر ساله تعدادی از گردشگران را از سراسر کشور به این مناطق می کشاند.

3- شیلاتهای سرد ابی ناغان
رود خانه سبز کوه عمدتا جهت تولید ماهیهای سردابی ( قزل الا) استفاده می شود که از این طریق ناغان به یکی از قطبهای تولید کننده ماهی قزل الا در کشور تبدیل شد. مسافران عمدتا با مراجعه مستقیم و بازدید از شیلاتها، ماهی تازه و منحصر به فرد ناغان را خریداری می کنند و مورد استفاده قرار می دهند.

4- باغات سرسبز شهر ناغان
منطقه ناغان و اطراف ان یکی از سرسبزترین مناطق در ایران مرکزی می باشد. ناغان در بر گیرنده وسعت زیادی از باغات استان چهار مهال بختیاری می باشد که مهمترین محصولات این باغ ها انواع انگور، گردو، بادام، الو، زردالو، هلو، توت، سیب و.. می باشد که قسمتی ازآن صرف استفاده شخصی، و بخش اعظمی از آن به صرف فروش به شهر های اطراف میشود. لازم به ذکر است که بیشتر محصولات تازه و مرغوب باغی و کشاورزی ناغان از طریق مغازه های سوغات فروشی که در اطراف جاده شهرکرد- ناغان- ایذه مستقر می باشند، به فروش می رسند.

5- بنای تاریخی حمام ناغان
حمام قدیمی که در عهد قاجار در زمان سردار اسعد خان ناغان با جمع آوری پول از مردم ساخته شد ه جزء آثار تاریخی شهر به حساب می آید.

6- شیرهای سنگی ناغان
هر کجا که قدمت شیر مردی در دل خاک فرو خفت پیکره شیر سنگی به پا خاست تا یاد آور تجلی و جاودانگی افتخار ها و شکوهمندی تاریخ پیشینیان بزرگ و سر بلند و تبار و نیاکان خود باشد. وجود شیر های سنگی با هیبت و عظمت خاص خود نمایانگر این شکوه و وقار در سرزمین دلاوری و دانایی است. اکنون شیرهای سنگی فراوانی در اطراف ناغان و بر سر مزارهای قدیمی با عمر ده ها و صد ها سال وجود دارد. قدیمیترین شیر سنگی استان مربوط به دوره صفوی است.

مشکلات شهر از دیدگاه ساکنان ناغان
ناغان یکی از شهرهایی است که چند سالی به جرگه شهر های ایران وارد شده است وعلارغم داشتن قابلیتهای فراوان خود هنوز هم با مشکلات عدیده ای دست و پنجه نرم می کند.
مشکلاتی که از نظر شهروندان بیشتر به نظر می آید:

مسأله بیکاری جوانان – اکثرجوانانی که دارای تحصیلات عالیه می باشند، بیکار مانده اند و فرصت شغلی آنچنانی که جوابگوی قشر جوان باشد ایجاد نشده است و بیشتر به سوی شغلهای کاذب می روند. نبودن امکانات تفریحی - از آنجایی که می دانیم قشر جوان، جمعیت بالایی از شهر را تشکیل داده و جوانان هم فراخور مقطع سنی شان نیازهای متعددی دارند و چون در این سنین است که آینده شغلی و شخصیت فردی هر کس شکل می گیرد، توجه به رفع نیازهای جوانان یکی از راهکارهای داشتن جامعه وبه تبع آن شهر سالم است و می طلبد که مسئولان فرهنگی در این زمینه تلاش جدیتری صورت دهند که از ان جمله ایجاد پارک، سینما، شهر بازی، باشگاه های بدنسازی و ورزشهای رزمی، استخر، برگزاری مسابقات و....
کهنه و فرسوده بودن ساختمان مدارس - که در مواردی نیاز به بازسازی و مرمت دارند.
نرخ کم قبولی در دانشگاه ها – در سالهای اخیر نرخ قبولی دانش اموزان دبیرستانی، علیرغم داشتن دانش اموزان باهوش و دارای استعداد خاص به شدت کم شده است که می توان گفت این مشکل ممکن است در اینده به صورت نبود نیروی تحصیلکرده کافی، عدم پیشرفت علمی و فرهنگی شهر، و به دنبال ان عقب ماندن از قافله مدنیت و پیشرفت جلوه پیدا کند. که این مشکل به دلایل مختلفی از جمله ارزش ندادن به تحصیل در خانواده ها و ارزش دادن به کسب درامد و پرداختن به کار به جای ادامه تحصیل، عدم کارایی مناسب مدارس، نبود مشاوران کافی و دلسوز در مدارس جهت شناسایی و حل اسیبها و مشکلات نوجوانان و ایجاد انگیزه پیشرفت برای انها در زمینه تحصیل، مهاجرت فراگیر بسیاری از فرهنگیان و افراد برجسته در زمینه علمی، عدم تعامل مناسب بین والدین – معلمان و والدین – دانش اموزان و معلمان – دانش اموزان، عدم تجهیزات کافی در زمینه اموزشی در مدارس، عدم استفاده از روشهای علمی نوین در زمینه اموزش، تربیت، و حل مشکلات دانش اموزان، وجود ارزشها و هنجارهای اجتماعی غلط در بین نوجوانان و جوانان که باعث عدم پیشرفت در زمینه تحصیل در دانش اموزان می شود، و مشکلات دیگر... که امیدواریم فرهنگیان ،مدیران، مشاوران، و کسانی که در زمینه تعلیم و تربیت فعالیت می کنند، به موقع تمهیداتی جهت حل مشکلات در این زمینه بیاندیشند.
مشکلات دیگر- آسفالت نبودن برخی معابر و کوچه های شهر، نیاز به واحد های بین شهری برای جابه جایی شهروندان در سطح شهر، عدم دفن بهداشتی زباله های شهری، عدم گردهمایی ها و جشنواره ها و سخنرانی ها توسط افراد مسئول و متخصصان جهت بالا بردن دانش عمومی مردم در زمینه های بهداشتی، فرهنگی، تربیتی و ..، عدم تشکیل تشکلهای مردمی(NGO)،خویشاوندگرایی در انتخاب شوراها، عدم دلسوزی برخی از مسئولان،و ... ازدیگر مشکلات شهروندان می باشد. در پایان امید است با برنامه ریزی دقیق و بهره بردن از قابلیت بالای مدیران شهری شاهد داشتن شهری با تمام مؤلفه های شهر سالم و و شکوفا باشیم.

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : امید زمانی

← لینکدونی

← آرشیو

← لینکستان

← صفحات جانبی

← نظرسنجی

    نظر خود را در مورد وبلاگ بیان کنید.





← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگ

مترجم سایت

مترجم سایت


Powered by Abzarak.com
Powered by
Abzarak.com